لحظه های نقره ای من

در گشودم: قسمتی از آسمان افتاد در لیوان آب من، آب را با آسمان خوردم. لحظه های کوچک من خواب های نقره می دیدند...

 
نویسنده : ندا - ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ شهریور ۱۳۸٧
 

MBA شبانه شریف قبول شدم.

به همه کسانی!!! که شاکی شده بودن که چرا از دیگران باید بشنون که قبول شدم، باید بگم که نپرسیدی خب!! من چه تقصیری دارم؟!

من هنوز شمالم، به زودی بر می گردم.

دیشب خواب دیدم رفتم استرالیا دارم اونجا زندگی می کنم، کلی با بچه ها دلقک بازی درمیاریم و خوش می گذره! گفتم امروز که دیگه هرطور شده باید آنلاین شم، یه سلامی عرض کنم.نیشخند

بدبختانه احتمالا اینترنت تهرانم رو قطع کرده باشن. ممکنه تا یه مدتی خدمتتون نرسم. امیدوارم خوش باشین.


 
comment نظرات ()